چه کابوسی ست! چه کابوس ِ شومی ست، اینکه بچه های دانشکده بخوانند مرا! فکرش هم خیلی کابوس است. مرا پرت می کند از ارتفاع ِ 9 طبقه ای، به خیابانی که بویی از آسفالت نبرده ... و مرا بد جور پرت می کند پیش ِ پای 206 ِ سفیدی که چندتایی از ارازل و اوباش شهر را در خود، جای داده است. آنهایی که مشغول مضحکه کردن دنیا و مافیهایند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:29 توسط